![]() |
![]() |
|
گروه سياسي، اكبر منتجبي، فرزانه آييني: اين روزها روزنامههاي اصلاحطلب براي توليد مطلب و مصاحبه وضعيت ناگواري دارند. زيرا اصلاحطلباني كه به زندان نرفتهاند براي آنكه مشكلي برايشان پيش نيايد حاضر به مصاحبه نميشوند و اصولگرايان نيز براي آنكه آنها را نزديك به موسوي و كروبي نخوانند، مطبوعات اصلاحطلب را بايكوت ميكنند. در اين وانفسا كه افراد هر جناح از ترس و نگراني لب به سخن نميگشايند، گفتوگو با محمدرضا باهنر غنيمت است. چراكه باهنر از مهمترين افراد بانفوذ مجلس است كه توانسته در كنار انتقادات آشكارا از احمدينژاد، روابط خود را با او حفظ كند. از اين گذشته اين عنصر سياسي به لحاظ تشكيلاتي، پايگاه قابلتوجهي براي سران جناح راست دارد. اينچنين است كه او به عنوان نماينده اصولگرايان به ديدار ميرحسين موسوي ميرود و يك ساعت و نيم با او به بحث مينشيند تا ميرحسين بپذيرد در چارچوب وضعيت موجود، فعاليتهاي سياسي خود را ادامه دهد. او در اين مصاحبه نهتنها به حوادث پس از انتخابات رياستجمهوري پرداخته بلكه دلايل حمايت خود را از احمدينژاد نيز بيان و تلاش كرده، براي اولين بار در يك مصاحبه اختصاصي دلايل عدم تقلب در انتخابات رياستجمهوري را بيان كند. او همچنين فضاي امنيتي كشور را تاييد ميكند و ميگويد: «در فضاي امنيتي نقل و نبات پخش نميكنند.» گفتوگو با باهنر در زمان تعطيلات مجلس در دفتر او صورت گرفت. |
||
|
+ نوشته شده در
سی و یکم تیر 1388ساعت 12:27 بعد از ظهر توسط احسان رهبر |
|
|
در حالیکه بنا بر روایات معتبر بسیاری شهادت بی بی دو عالم حضرت صدیقه کبری (ص) در روز سوم جمادی الاخر می باشد اما گویا صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران این روز را در تقویم خود درج نکرده بود. ایام فاطمیه از بزرگترین مصائب شیعیان و بنا بر فرمایش امام صادق (ع) تلخترین واقعه برای شیعه است. یعنی حتی تلختر از عاشورا و مصائب ابی عبدالله (ع).
اما با همه این تفاسیر و در حالیکه مردم فهیم ایران اسلامی در حدود ۱ ماه است که مراسمات عزاداری برپا کرده اند صداوسیمای ایران یک روز قبل از این مصیبت عظمی حتی یک روبان سیاه نیز در گوشه تصاویر نگنجانده بود. حتی مجری اخبار ساعت ۱۹ شبکه یک سیما در شب شهادت حتی یک تسلیت نیز به مردم اعلام نکرد. گذشته از این بی ادبی ها سیما در دو روز آخر هفته انبوهی از فیلم های سینمایی اعم از خارجی و ایرانی را نمایش داد تا بر بی تفاوتی آنها بر این روز صحه گذاشته شود. این در حالی است که در اوایل سال وقتی که همسر امام راحل ـ سلام خدا بر هردوی آنها باد - به رحمت خدا رفت تمام برنامه های طنز روز دوم عید تعطیل می شود اما وقتی سالروز شهادت آبروی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س)که بزرگانی همچون امام خود را غلام غلامان و کنیزان او می دانند با کمترین سروصدایی تمام می شود و می گذرد. اینکه دلیل این مسائل جلوگیری از تحت الشعاع قرار گرفتن انتخابات است یا خیر بماند. اما چیزی که اهمیت دارد این است که باز مظلومیت مادر ما ثابت می شود و باز این حقیقت تلخ بر قلب ها فشار می آورد که چقدر سخت است انسان در شهر خود غریب بماند. اما یا فاطمه زهرا این که کار صداوسیما سیاسی بود و غیره نمیدانم اماافرادی هستند در این کشور تا در هر برهه زمانی حتی قبل از انتخابات که برنامه ها تحت تاثیر آن است برایت خون گریه کنند و بر تشییع غریبانه ی بدن مطهرت بگریند. دیگر ما نمی گذاریم که بدنت غریبانه دفن شود. جوانیم فدای حضرت فاطمه زهرا (س) والسلام |
|
+ نوشته شده در
نهم خرداد 1388ساعت 2:11 بعد از ظهر توسط احسان رهبر |
|
|
روز جهانی خنده هر سال در نخستین یکشنبه ماه مه برگزار می شود. در حال حاضر بیش از ۶۰۰۰ باشگاه خنده در جهان وجود دارد که هدفشان از تاسیس چنین باشگاه هایی تقویت روحی و جسمی است.
اما آیا می شود به زور خندید؟!!!! آیا خنده واقعی یک امر درونی نیست؟ آیا واقعا انسانی که از خود دور شده است و میان خود و فطرتش هزاران پرده و مانع قرار گرفته است همین که کمی لب هایش کشیده شود به آرامش رسیده است؟ آیا انسانی که فرسنگها از خداوند دور شده است با خنده های ظاهری به حس رهایی و آزادی می رسد؟ جواب این سوالات به عهده خودتان. اما چیزی که بنده در این دنیای فانی درک کرده ام این است که برای حل هر مسئله باید به علت ابتدایی و اصلی آن رجوع کرد. کسی که سرش در د می کند اولین و در عین حال ساده ترین راه آن است که مسکن بخورد و به طور ضربتی آن درد را فرو نشاند. اما اگر درد ریشه ای باشد نه تنها درد برای همیشه فرو نمی نشیند بلکه در سر درد های آتی ممکن است دردهای شدید تری به سراغش آید. داستان خنده های زورکی نیز بیش از یک مسکن زودگذر اثری ندارد. انچه باعث شادی واقعی فرد است رسیدن به فطرت پاک انسانی و ملاقات خداوند در قلب سلیم است. زیرا خداوند در دل و قلب مومن جای دارد. آیا این شادی آرامش بخش است یا خنده زورکی!! آیا دوری از هرگونه پلیدی شادی بخش تر است یا تنها باز شدن دهان؟ آیا روزی که در آن گناه و آلودگی برای انسان نباشد عید است یا روز جهانی خنده!!! در پایان به عکس یکی از شادترین افراد دنیا توجه کنید:
آیا واقعا او شاد نیست؟؟؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
دوم خرداد 1388ساعت 11:40 قبل از ظهر توسط احسان رهبر |
|
|
اگرچه شکل ظاهری مراسمات ایرانی بدین شکل نیست اما حیف و میل هایی که در برخی از مراسمات کشور خودمان( و متاسفانه این امر در برخی از خانواده های به ظاهر مذهبی ما نیز رایج است) نیز کم نیست
لطفا فقط کمی در این باره فکر کنید |
|
+ نوشته شده در
سی ام اردیبهشت 1388ساعت 2:27 بعد از ظهر توسط احسان رهبر |
|
زندگانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)1.مقدمهبدون ترديد در ميان زنان و بانوان اسلامی ، فاطمه زهرا ( ع ) محبوبترين چهره دينی ، علمی ، ادبی ، تقوايی و اخلاقی در ميان مسلمانان و ديگر مردم جهان به شمار مي رود . شخصيت فاطمه زهرا ( ع ) سيده نساء العالمين ( سرور زنان جهان ) اسوه و الگويی تام و تمام برای تمام زنان عاشق عفت و فضيلت است . در دامن پاک فاطمه زهرا ( ع ) بود که دو امام بزرگوار و دو شخصيت ممتاز عالم بشری ، حضرت امام حسن ( ع ) مظهر حلم و وقار و حضرت امام حسين ( ع ) سرور شهيدان تربيت يافتند ، و نيز زينب کبری ( ع ) حماسه مجسم و مجسمه شجاعت و نمونه يکتا در سخنوری و حق طلبی که پيام حسينی و حماسه عاشورا را در جهان اعلام کرد و نقاب شرک و ريا و پستی و دنياپرستی را از چهره يزيد و يزيديان به يک سو زد . کيست که نداند که مادر در تربيت فرزندان بويژه دختران ، سهم بسيار زيادی دارد ، و فاطمه زهرا ( ع ) بود که روح آموزش و پرورش اسلامی را در مهد عفت و کانون تقوای خانوادگی به پسران و دختران خود آموخت . پدر و مادر : فاطمه يگانه دختر بازمانده پيغمبر ( ص ) از خديجه کبری مي باشد . چه بگويم درباره پدری که پيغمبر خاتم و حبيب خدا و نجات دهنده بشر از گمراهی و سيه کاری بود ؟ چه بگويم درباره پدری که قلم را توان وصف کمالات اخلاقی او نيست ؟ و فصيحان و بليغان جهان در توصيف سجايای او عاجز مانده اند ؟ و اما مادرش خديجه دختر خويلد از نيکوترين و عفيفترين زنان عرب قبل از اسلام و در دوره اسلامی نخستين زنی که به پيامبر اکرم ( ص ) ، شوهرش ، ايمان آورد و آن چه از مال دنيا در اختيار داشت - در راه پيشرفت اسلام - کريمانه بذل کرد . درجه وفاداری خديجه ( ع ) نسبت به پيامبر ( ص ) را در بذل مال و جان و هستي اش ، تاريخ اسلام هرگز فراموش نخواهد کرد . همچنان که پيامبر اکرم نيز تا خديجه زنده بود زنی ديگر نگرفت و پيوسته از فداکاريهای او ياد مي کرد . از عايشه ، زوجه پيامبر ( ص ) ، نقل شده است که گفت : " احترام هيچ يک از زنان به پايه حرمت و عزت خديجه نمي رسيد . رسول الله ( ص ) پيوسته از او به نيکی ياد مي کرد و به حدی او را محترم مي شمرد که گويا زنی مانند خديجه نبوده است " . عايشه سپس نقل مي کند : روزی به پيغمبر ( ص ) گفتم : او بيوه زنی بيش نبوده است ، پيغمبر سخت برآشفت به طوری که رگ پيشاني اش برآمد . سپس فرمود : به خدا سوگند بهتر از خديجه کسی برای من نبود . روزی که همه مردم کافر و بت پرست بودند ، او به من ايمان آورد . روزی که همه مرا به جادوگری و دروغگويی نسبت مي دادند ، او مرا تصديق کرد ، روزی که همه از من روی مي گردانيدند ، خديجه تمام اموال خود را در اختيار من گذاشت و آنها را در راه من بی دريغ خرج کرد . خداوند از او دختری به من بخشيد که مظهر پاکی و عفت و تقوا بود . عايشه سپس مي گويد : به پيغمبر عرض کردم از اين سخن نظر بدی نداشتم و از گفته خود پشيمان شدم . باری ، فاطمه زهرا ( ع ) چنين مادری داشت و چنان پدری . گفته اند : خديجه از پيغمبر ( ص ) هفت فرزند آورد : قاسم که کنيه ابو القاسم برای پيغمبر از همين فرزند پيدا شد . وی قبل از بعثت در دو سالگی درگذشت . عبد الله يا طيب که او هم قبل از بعثت فوت شد . طاهر ، که در آغاز بعثت متولد شد و بعد از بعثت درگذشت . زينب که به ازدواج ابو العاص درآمد . رقيه که ابتدا با عتبه و پس از آن با عثمان بن عفان ازدواج کرد و در سال دوم هجرت درگذشت . ام کلثوم که او نيز به ازدواج عثمان - پس از رقيه - درآمد و در سال چهارم هجرت درگذشت . هفتم فاطمه زهرا ( س ) که به ازدواج حضرت علی ( ع ) درآمد و سلاله پاک امامان بزرگوار ما ثمره اين ازدواج پر شوکت و برکت است . ولادت فاطمه زهرا ( ع ) را روز بيستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت مي دانندکه در مکه اتفاق افتاد . بنابراين در هنگام هجرت ، سن آن بانوی يگانه نزديک نه سال بوده است . نامها و لقبهايی که فاطمه ( ع ) دارد ، همه بازگوينده صفات و سجايای ملکوتی اوست ، مانند : صديقه طاهره ، زکيه ، زهرا ، سيدة النساء العالمين و خير النساء و بتول ... . کنيه های آن حضرت : ام الحسن ، ام الحسنين ، ام الائمة ... . و شگفت تر از همه " ام ابيها " يعنی " مادر پدرش " مي باشد که نشان دهنده علاقه بسيار زياد فاطمه ( ع ) است به پدر بزرگوارش و اين که با همه کمی سن از آغاز کودکی پناهگاه معنوی و تکيه گاه روحی - بعد از خداوند متعال - مانند خديجه برای پدر بزرگوارش بوده است . لقب ام ابيها را پيغمبر ( ص ) به دختر عزيزش عنايت کرد . چون کلمه " ام " علاوه بر مادر ، به معنی اصل و منشأ هم به کار مي رود و مانند " ام الخبائث " که به شراب ( سرچشمه همه زيانها و بديها ) مي گويند و " ام القری " که به مکه معظمه گفته مي شد ، بنابراين ام ابيها به معنی منشأ و اصل و مظهر نبوت و ولايت است ، و براستی زهرا ( س ) درخت سايه گستری بود که ميوه های شيرين امامت و ولايت را به بار آورد . 2. دوران زندگی فاطمه زهرا ( ع )فاطمه زهرا ( س ) وارث صفات بارز مادر بزرگوارش خديجه بود - در جود وبخشش و بلندی نظر و حسن تربيت وارث مادر و در سجايای ملکوتی وارث پدر و همسری دلسوز و مهربان و فداکار برای شوهرش علی ( ع ) بود . در لوح دلش جز خداپرستی و عبادت خالق متعال و دوستداری پيامبر ( ص ) نقشی نبسته و از ناپاکی دوران جاهليت و بت پرستی به دور بود . نه سال در خانه پر صفای مادر و در کنار پدر و نه سال ديگر را در کنار شوهر گرانقدرش علی مرتضی ( ع ) دوش به دوش وی در نشر تعليمات اسلام و خدمات اجتماعی و کار طاقت فرسای خانه ، زندگی کرد . اوقاتش به تربيت فرزند و کار و نظافت خانه و ذکر و عبادت پروردگار مي گذشت . فاطمه ( ع ) دختری است که در مکتب تربيتی اسلام پرورش يافته و ايمان و تقوا در ذرات وجودش جايگزين شده بود. فاطمه در کنار مادر و آغوش پر مهر پدر تربيت شد و علوم و معارف الهی را از سرچشمه نبوت فراگرفت و آنچه را به سالها آموخته ، در خانه شوهر به مرحله عمل گذاشت و همچون مادری سالخورده و کدبانويی آزموده که تمام دوره های زندگی را گذرانده باشد - به اهل خانه و آسايش شوهر و تربيت فرزندان - توجه مي کرد و نيز آنچه را در بيرون خانه مي گذشت ، مورد توجه قرار مي داد و از حق خود و شوهرش دفاع مي کرد . 3.چگونگی ازدواج فاطمه ( ع ) و علی ( ع )از آغاز معلوم بود و همه مي دانستند که جز علی ( ع ) کسی همسر ( کفو ) فاطمه دختر پيامبر عاليقدر اسلام نيست . با وجود اين ، بسياری از ياران و کسانی که خود را به پيغمبر ( ص ) نزديک احساس مي کردند ، به اين وصلت چشم داشتند و اين آرزو را در دل مي پروردند . نوشته اند : پس از اين آزمونها عده ای از اصحاب به حضرت علی ( ع ) مي گفتند : چرا برای ازدواج با يگانه دختر پيغمبر ( ص ) اقدام نمي کنی ؟ حضرت علی ( ع ) مي فرمود : چيزی ندارم که برای اين منظور قدم پيش نهم . آنان مي گفتند : پيغمبر ( ص ) از تو چيزی نمي خواهد . سرانجام حضرت علی ( ع ) زمينه را برای طرح اين درخواست آماده ديد . روزی به خانه رسول اکرم ( ص ) رفت . اما شدت حيا مانع ابراز مقصود شد . نوشته اند دو سه بار اين عمل تکرار گرديد . سومين بار پيغمبر اکرم ( ص ) از علی ( ع ) پرسيد : آيا حاجتی داری ؟ علی ( ع ) گفت : آری . پيغمبر فرمود : شايد برای خواستگاری زهرا آمده ای ؟ علی عرض کرد : آری . چون مشيت و امر الهی بر اين کار قرار گرفته بود و پيامبر از طريق وحی بر انجام دادن اين مهم آگاه شده بود ، مي بايست اين پيشنهاد را با دخت گراميش نيز در ميان بگذارد و از نظر او آگاه گردد . پيامبر ( ص ) به دخترش فاطمه گفت : تو علی را خوب مي شناسی ، علی نزديکترين افراد به من مي باشد . در اسلام ، سابقه فضيلت و خدمت دارد . من از خدا خواستم برای تو بهترين شوهر را برگزيند . خداوند مرا به ازدواج تو با علی امر فرموده است . بگو چه نظر داری ؟ فاطمه ساکت ماند . پيغمبر سکوت او را موجب رضا دانست و مسرور شد و صدای تکبيرش بلند شد . آن گاه پيامبر ( ص ) بشارت اين ازدواج را به علی ( ع ) فرمود و مهر فاطمه را 400مثقال نقره قرار داد و در جلسه ای که عده ای از اصحاب بودند ، خطبه عقد را قراءت کرد و اين ازدواج فرخنده انجام شد . گفتنی است که علی ( ع ) جز يک شمشير و يک زره و شتری برای آب کشی چيزی در اختيار نداشت . پيغمبر ( ص ) به علی فرمود : شمشير را برای جهاد نگه دار ، شترت را هم برای آب کشی و سفر حفظ کن ، اما زره خود را بفروش تا وسايل ازدواج فراهم شود . پيغمبر ( ص ) به سلمان فرمود : اين زره را بفروش . سلمان زره را به پانصد درهم فروخت . سپس گوسفندی را کشتند و وليمه عقد ازدواج دادند . اين جشن در ماه رجب سال دوم هجرت انجام شد . تمام وسايلی که به عنوان جهيزيه به خانه فاطمه زهرا ( ع ) دخت گرامی پيامبر ( ص ) آورده شده است ، از 14قلم تجاوز نمي کند : چارقد سرانداز - دو عدد لنگ - يک قطيفه - يک طاقه چادر پشمی - 4 بالش - يک تخته حصير - قدح چوبی - کوزه گلی - مشک آب - تنگ آبخوری - تختخواب چوبی - يک طشت لباسشويی - يک آفتابه - يک زوج دستاس و مقداری عطر و بخور . اين است جهيزيه و تمام اثاث خانه فاطمه زهرا زوجه علی ( ع ) سرور زنان عالم . در شب زفاف - به جای خديجه که به جهان باقی شتافته بود ، سلمی دختر عميس مواظبت از فاطمه زهرا را بر عهده داشت - و رسول اکرم ( ص ) خود شخصا با عده ای از مهاجر و انصار و ياران باوفا در مراسم عروسی شرکت فرمود - از بانک تکبير و تهليل فضای کوچه های مدينه روحانيتی خاص يافته بود و موج شادی و سرور بر قلبها مي نشست . پيامبر گرامی دست دخترش را در دست علی گذاشت و در حق آن زوج سعادتمند دعای خير کرد و آنها را به خداوند بزرگ سپرد . و بدين سان و با همين سادگی عروسی بهترين مردان و بهترين زنان جهان برگزار شد . 4.از شادی تا اندوهدر سال يازدهم هجری در آخر ماه صفر رحلت جانگداز پيامبر ( ص ) پيش آمد وچه دردآور بود جدايی اين پدر و دختر - پدری چون پيامبر گرامی که هميشه هنگام سفر با آخرين کسی که وداع مي کرد و او را مي بوييد و مي بوسيد ، دخت گراميش بود و چون از سفر بازمي گشت ، اولين ديدار را با دخترش داشت . پيوسته از حالش جويا مي شد و رازی از رازها را در گوش جانش مي گفت و دختری که پيوسته از کودکی در کنار پدر بود و از او پرستاری مي کرد ، گاهی با زنان هاشمی به ميدان جنگ مي شتافت تا حال پدر را جويا شود . چنانکه در جنگ احد که به دروغ آوازه درافتاد که پيامبر ( ص ) در جنگ کشته شده ، به دامنه کوه احد شتافت و سر و صورت خونين پدر را شستشو داد و از خاکستر حصيری که سوخته بود بر جراحات پدر پاشيد و از زخمهای آن حضرت مواظبت کرد تا بهبود يافت - دختری که لحظه به لحظه که از کارهای خانه داری و بچه داری فراغت مي يافت ، به خدمت پدر مي رسيد و از ديدارش بهره مند مي شد ... آری لحظه جدايی اين چنين پدر و دختری فرارسيد و چه زود فرارسيد . پيامبر ( ص ) در بستر بيماری افتاد و رنگ رخسارش نمايانگر واپسين لحظات عمرش بود . عايشه روايت مي کند که پيغمبر ( ص ) در حالت جان دادن و آخرين رمقهای حيات ، دختر عزيزش فاطمه ( ع ) را خواست و نزديکش نشانيد و در گوش او رازی گفت که فاطمه سخت به گريه افتاد . پس از آن سخن ديگری گفت که ناگهان چهره فاطمه شکفته شد . همگان از ديدن اين دو منظره متضاد متعجب شدند . راز اين رازگويی را از حضرت فاطمه زهرا خواستند ، فرمود : نخست پدرم خبر مرگ خود را به من گفت ، بسيار محزون شدم و عنان شکيبايی از دستم بشد ، گريه کردند ، او نيز متأثر شد ، ديگر بار در گوشم گفت : دخترم ! بدان تو نخستين کسی از خانواده هستی که به زودی به من ملحق خواهی شد . به شنيدن اين بشارت خوشحال شدم . پدرم فرمود راضی هستی که " سيده نساء العالمين و سيده نساء هذه الامة " باشی ؟ فاطمه گفت : به آنچه خدا و تو بپسنديد راضي ام . باری ، فاطمه سرور زنان عالم و سرور زنان اين امت - اين نو گل خندان باغ رسالت بر اثر تندبادهای حوادث ، زود پر پر شد و چندی بعد از پدر بزرگوارش به وی پيوست . وه که چه کوته بود عمر آن ملکه اسلام . آری ، مرگ پدری مهربان و دگرگونيهايی که پس از رسول خدا ( ص ) روی نمود ، روح و جسم دختر پيغمبر ( ص ) را آزرده ساخت . وی در روزهايی که پس از مرگ پدر زيست ، پيوسته رنجور ، پژمرده و گريان بود . هرگز رنج جدايی پدر را تحمل نمي کرد و برای همين بود که چون خبر مرگ خود را از پدر شنيد لبخند زد . او مردن را بر زيستنی جدا از پدر ، ترجيح مي داد . سرانجام ، آزردگيها و ناتوانی تا بدان جا کشيد که دختر پيغمبر ( ص ) در بستر افتاد . در مدت بيماری او ، از آن مردان جان بر کف ، از آن مسلمانان آماده در صف ، از آنان که هر چه داشتند ، از برکت پدر او بود ، چند تن او را دلداری دادند و يا به ديدنش رفتند ؟ ظاهرا جز يکی دو تن از محرومان و ستمديدگان چون بلال و سلمان کسی از اين بانوی گرانقدر غم خواری نکرد . اما زنان مهاجر بويژه انصار ، که از آزردگی و بيماری فاطمه ( ع ) خبر يافتند ، با مهربانی نزد او گرد آمدند و از او عيادت و دلجويی نمودند . دختر پيامبر ( ص ) در بستر بيماری نيز ، در پاسخ کسانی که از او احوالپرسی مي کردند ، سخنانی فصيح و بليغ بر زبان مي راند . سخنانی که در آن روز ، درد دل و گله و شکوه بانويی داغديده و ستم رسيده مي نمود ، اما بحقيقت اعلام خطری بود ، که مسلمانان را از تفرقه افکنی و فتنه انگيزی در آينده بيم مي داد . باری ، دخت پيامبر ( ص ) گفتنيها را گفت و بر اثر مصائب جانکاه و دوری از پدر مهربان گرانقدرش رسول مکرم ( ص ) به " گلشن رضوان " شتافت . برگرفته از سایت موسسه امام هادی (ع) |
|
+ نوشته شده در
شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:51 قبل از ظهر توسط احسان رهبر |
|
|
ایام جانگداز فاطمیه اول بر همه شیعیان تسلیت باد.
برحاشیه برگ شقایق بنویسید گل تاب فشار در و دیوار ندارد |
|
+ نوشته شده در
شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:36 قبل از ظهر توسط احسان رهبر |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 6:33 بعد از ظهر توسط احسان رهبر |
|
|
بسم الله العزیز
الَّذِینَ یتَّخِذُونَ الْكَافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَیبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا آنها که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب میکنند آیا عزت و آبرو را نزد آنان میجویند -با اینکه همهی عزتها از آن خداست-؟! (نساء / 139) اجلاس ضدنژادپرستی سازمان ملل در ژنو، صحنهی جهانی دیگری بود برای روشن شدن واقعیتهای حاکم بر دنیا، و رسوایی مستکبرین و صهیونیسم بینالملل. و طرفه اینکه این بار آنها خود، مقدمات این شکستشان را فراهم کردند! نقشهی دشمنان، به واسطهی رفتار عزتمند و باوقار ریاست محترم جمهور –که آمیزهای بود از تدبیر و شجاعت-، چنان شکستی را به دشمن تحمیل کرد که گویی سناریوی ژنو از ابتدا توسط جمهوری اسلامی طراحی شده بود، و عوامل صهیونیسم تنها بازیگران آن بودند!
گرچه وضوح این پیروزی در حدی است که شبکهی آمریکایی سی.ان.ان. را نیز ناچار میکند که از دکتر احمدینژاد به عنوان «فاتح ژنو» یاد کند، اما هنوز همهی ابعاد این پیروزی روشن نشده است. نمایندگان برخی کشورهای غربی در ژنو که امروز با پای خود از جلسهی سازمان ملل خارج شدند -در حالی که اکثریت مطلق کشورهای حاضر بیاعتنا به آنها، به تشویق رئیس جمهور ما میپرداختند-، شاید متوجه شده باشند که این نشانهای است برای اتفاقی بزرگ؛ و دور نیست روزی که ملتهای آزاده، آنها را مجبور به خروج از صحنهی مدیریت جهان کنند. و مگر جز با خروج آنها از صحنهی مدیریت جهان، عدالت و آزادی و معنویت محققشدنی است؟! و مگر نبرد آخرالزمان را دلیلی جز این است که تا نابود نشدن این مستکبرین، امکان تحقق عدالت جهانی وجود ندارد؟! آری، خروج مستکبرین از جلسهی ژنو، نشانه و مقدمهی خروجشان از صحنهی مدیریت جهان است، به لطف خدا. اما در حال و هوای شعف ناشی از این پیروزی در بین آزادیخواهان و مستضعفان جهان، و در شرایطی که مردم کشوری دیگر برای تبریک این اقدام رئیسجمهورمان، مقابل سرکنسولگری ایران تجمع میکنند، جالب است که در داخل کشور، عدهای حتی به اندازهی رسانههای صهیونیست نیز انصاف نداشته، و چشم بر واقعیتها بسته و این پیروزی را معکوس گزارش میکنند! ما ابتدائاً به همهی جریانات سیاسی کشور توصیه میکنیم که مراقب باشند از دایرهی انصاف خارج نشده، و منکر موفقیتهای بزرگ ایران اسلامی نشوند. اما اگر برق صندوقهای انتخابات، چنان چشمشان را ربوده که امکان عمل به این توصیه را ندارند، توصیه میکنیم کمی به میان مردم رفته، و علائق آنها به این مواضع عزتمند را ببینند تا متوجه شوند که حتی برای کسب آرای مردم نیز راه اشتباهی را انتخاب کردهاند. اکثریت مردم ایران، نه غربزدگان ذلیل، که مسلمانانی اند که در جایی دیگر به دنبال عزت میگردند. امت رسولالله مانند سران مشرکان طائف نمیاندیشند که سنگ زدن چند کودک به نبی اکرم را نشانهی خوار شدن و پایین آمدن شخصیت آن وجود مقدس میدانستند. همه میدانند که دیگر آن دوره گذشته است که نسخهی دسته دوم شعارهای تمدن منحط غرب را تکرار میکردیم تا خود را مورد پسند آنها کنیم! امروز –همانطور که شایسته است- آنکه در دنیا مدعی است، ماییم! و در این شرایط، مگر باید غیر از خشم دشمن را انتظار داشته باشیم؟ ما به تیره شدن روابطمان با مستکبران افتخار میکنیم؛ و انتظاری جز این نیز از شاگردان خمینی نمیرود. روزگاری اماممان گفت «ما نمىخواهیم وجاهت در خارج كشور پیدا بكنیم. ما مىخواهیم به امر خدا عمل كنیم، و خواهیم كرد» (صحیفه امام، ج9 ص 283). و امروز ثمرهی آن رفتار، این شده است که بالاترین وجاهت را نیز در خارج کشور کسب کردهایم. دیگر نه تنها ملتها، که برخی دولتها نیز از مشی ما پیروی میکنند. همه میبینند که در یک سو آمریکا و متحدان غربیاش قرار گرفته، و در سویی دیگر جبههای عدالتخواه به رهبری جمهوری اسلامی ایران. از دستگاه دیپلماسی کشور متشکریم که هوشمندانه با دست گذاشتن روی رفتار متناقض غربیها دربارهی هولوکاست، نقطهی دقیق و مناسبی را برای نشان دادن دروغ بودن ادعاهای نظام لیبرال به جهانیان انتخاب کرد، و طبل رسوایی آنان را از تریبونهای جهانی نواخت، تا دنیا برای ظهور نظام جدید جهانی، آمادهتر گردد. در پایان، خدای متعال را شاکریم که اگر روزی برای پنهان کردن شعارهای امام و آرمانهای انقلاب در بین مسئولین مسابقه بود، و عدهای تلاش داشتند که –به خیال باطل و کوتاهاندیشانهی خود- امام را به موزهی تاریخ بسپارند، امروز آن گفتمان خود به موزهی تاریخ رفته، و فضایی بر کشور حاکم است که همه را به سمت نقل خاطره و جملات، و ایجاد انتساب به آن یگانهی عصر برده، و همه تلاش میکنند که نشان دهند که ادامهدهندهی راستین روحالله اند. و چه بهتر از اینکه تلاش همه در راستای طرح گفتمان امام در جامعه باشد، و نسل سوم خود ادعاها را بررسی کند و تشخیص دهد که چه کسانی واقعاً به آن آرمانهای الهی اعتقاد دارند و نزدیکترند؛ «بعضی مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و کینهتوزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار میدهند و با دلسوزیهای بیمورد و اعتراضهای کودکانه میگویند جمهوری اسلامی سبب دشمنیها شده است و از چشم غرب و شرق افتاده است! که چه خوب است این سوال پاسخ داده شود که ملتهای جهان سوم و مسلمانان، و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربیها و شرقیها احترام و اعتبار داشتهاند که امروز بیاعتبار شدهاند؟! اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین -علیهم السلام- را با دستهای خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بیفرهنگ به رسمیت بشناسند؛ ولی در همان حدی که آنها آقا باشند و ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند و ما ضعیف؛ و آنها ولی و قیم باشند و ما جیرهخوار و حافظ منافع آنها!» (صحیفه امام، ج 21، ص 90). «بايد هيچ سستى نكنيم و از اين ترس نداشته باشيم كه فلان راديو يا دولت خارجى چه مىگويد، راديوها بايد به ما فحش بدهند. آن روزى را كه امريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت! آنها باید فحش بدهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم». (صحیفه امام،ج18،ص242) امشب از سوز بهاري كه پر از پاييز است
بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر |
|
+ نوشته شده در
سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:0 بعد از ظهر توسط احسان رهبر |
|
|
اشک می غلطد به مژگانم به جرم روسیاهی ای پناه بی پناهان موسپید روسیاهم روز و شب از دیدگان اشک پشیمانی فشانم تا بشویم شاید از اشک پشیمانی گناهم |
|
+ نوشته شده در
سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 2:28 بعد از ظهر توسط احسان رهبر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
88/04/22 - 88/04/31 88/03/08 - 88/03/14 88/03/01 - 88/03/07 88/02/22 - 88/02/31 88/02/05 - 88/02/21 88/02/08 - 88/02/14 |
| پیوندها |
|
سایت اینترنتی علی صابری |
|
RSS
|